الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
335
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
و جان تو ميان سينه و گردنم ، به ملكوت پيوست . انا للّه و انّا اليه راجعون ، يادگار بازگرفته و گروى بازپس داده شده است ، اما اندوه من جاويدان و شبهاى من به دور از خواب باشد تا اينكه خداوند براى من سرايى را كه تو در آن اقامت دارى ، برگزيند . دختر تو از همدستى امّت در ستم به وى ، باخبرت خواهد ساخت پس ، از او بسيار پرس و حال را از او جويا شو . . . و اين در حالى است كه هنوز مدتى نگذشته و ياد تو از بين نرفته است و سلام بر هر دوى شما سلام وداع گويندهاى كه جفاكننده و بيزار شونده نيست ، پس اگر دور شوم نه از روى ملامت باشد و اگر اقامت نمايم نه از روى سوء ظن است به آنچه خداوند شكيبايان را وعده فرموده . . . » « 1 » . ( 1 ) اين سخنان ، سرشارند از دردى جانكاه و اندوهى عميق كه آن حضرت در آنها به پيامبر شكايت برده است از آنچه بر دخت گرانقدرش از مصيبتها و دردها وارد شد و از آن حضرت مىخواهد تا از او بسيار جويا شود تا وى را از ظلم و ستمى كه بر او در آن مدت كوتاهى كه زنده بوده است ، روا داشتند ، با خبر سازد . ( 2 ) همچنين آن حضرت - سلام اللّه عليه - اندوه جانفرسايش را از فقدان پارهء تن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اعلام فرمود ؛ زيرا در اندوهى دائم بود كه آتش درد آن ، خاموش نمىگشت تا اينكه به جوار خدا ملحق شود . ( 3 ) امام ، از كنار قبر صديقه دور شد ، اما نه از روى بىميلى و يا كراهت ، بلكه بخاطر پاسخ مثبت دادن به تعاليم اسلامى است كه شكيبايى را فرمان مىدهد .
--> ( 1 ) محمد عبده ، شرح نهج البلاغه 2 / 182 .